بديهی است كه نيل به اين اهداف در هر واحد صنعتی با توجه به پارامترهای مختلف و شرايط
تعيين كننده موجود، برنامهريزی و مطالعات خاص خود را طلب نموده و نياز به شناخت كاملی
از واحد دارد. شناخت كافی مميز از فرآيند و نحوه توليد محصول و آگاهی از نقاط كليدی
و پرمصرف در پروسه توليد آن باعث خواهد شد تا مميز بتواند بر پايه اين دانستهها، سريعتر،
بهتر و كاملتر به اهداف تعيين شده دست يابد. همچنين تعيين دقيق شرايط مصرف با انجام
فعاليتهای ميدانی و حضور در واحد و انجام اندازهگيریهای لازم بدست میآيد که اجرای
صحيح آنها نياز به برنامهريزی دقيق و اجرای برنامه در شرايط کوتاه و مناسب زمانی و
شناخت كامل از توانايیهای دستگاههای مختلف اندازهگيری دارد. تشخيص و تعيين ميزان
اثربخشی فرصتهای صرفهجويی انرژی نيز نيازمند شناسايی کامل شرايط فرآيند، درک صحيح
از شرايط و پتانسيلهای موجود و تعيين اثرات متقابل تغييرات پيشنهادی در شرايط کاری
دارد.